هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
192
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
تفنگ « گلولهزنى » آنها را بزنم ، [ كه ] پريدند . تفنگ « ساچمهاى » « 1 » را گرفته ، اسب دوانده ، نزديك شدم ، و « 2 » مرغابىهايى كه در هوا بودند ، از بالاى سر من كه آمدند ، بگذرند . تفنگ را خالى كرده ، تير اول 4 مرغابى زدم . ميان دريا افتاد . تير دوم ، كه خالى شد ، باز 4 مرغابى ديگر به دريا افتاد . خيلى تماشا داشت . « مهدى قلى خان » ، با شكارچىها ، سواره ميان دريا رانده ، مرغابىها را گرفته ، آوردند . امروز ، همهء كوههاى « تنكابن » پيدا بود . از اينجا به « خرّمآباد » ، كه مقرّ حكومت قشلاقى « ساعد الدّوله » و در كنار دريا واقع است ، 7 فرسخ راه است . يك شب در « عباسآباد » بايد منزل كرد . منزل ديگر « خرّمآباد » است . كوه خيلى معظم مرتفعى در حوالى « خرمآباد » پيدا بود ، كه برف زياد داشت . گفتند اسمش « گرد كوه » « 3 » است . كوه برفدار ديگر هم دور تر پيدا بود ، خيلى بزرگ ، كه مىگفتند آن كوه سرحدّ « گيلان » و « تنكابن » است . يعنى آخر بلوك « تنكابن » ، كه مشهور به « سختسر » « 4 » است ، و سادات معروف [ در ] آنجا سكنا دارند . اسم اين كوه « جوردشت » است . « جور » ، « 5 » دهى است در دامنهء آن كوه ، كه ييلاق « سختسر » است ، در تابستان 3000 خانوار در آنجا جمع مىشوند ، امّا [ در ] زمستان كسى زيست نمىكند . سهشنبه ، هيجدهم [ رمضان 1292 ه . ق . ] در « چالوس » اتراق شد . بعضى از اهل اردو ، از راه « ديسر » « 6 » آمده بودند ، كه راه ديگرى است از « پول » به « چالوس » . دو نفر از شناگران « مازندرانى » ، كه نوكرهاى « ساعد الدّوله » بودند ، يكى « سياه » و ديگرى « سفيد » ، به قدر 2 ساعت در دريا شنا كردند . و تقريبا يك فرسخ از ساحل دور شده بودند ، كه با دوربينهاى بلند ، به اشكال ديده مىشدند . « مسيو هيبنه » دندانساز هم شنا كرد . او هم با مهارت بود ، ليكن زيادتر از 50 قدم
--> ( 1 ) . در اصل : ساجمهء ( 2 ) . اگر كلمه « تا » به كار مىرفت ، بهتر بود . ( 3 ) . در اصل : گرد كوهه ( 4 ) . شهرستان رامسر امروزى . ( 5 ) . نام كامل اين آبادى جواهرده است ، كه امروزه يكى از زيباترين ييلاقات ايران زمين به شمار مىآيد . ( 6 ) . نام واقعى آن ويسر ( Veysar ) مىباشد كه در برخى سفرنامهها و اسناد و مكاتبات دوره قاجاريه به شكل ديسر آمده است .